ترا زیباترین می دانم ای دوست ز رویت عشق را می خوانم ای دوست مرا در عاشقی کردی تو مجنون چه لیلاوش شدی در جانم ای دوست! نخواهد رفت از یادم زمانی که گفتی: با تو من می مانم ای دوست سزد خاری به پیش گل بروید تو این هستی و من هم آنم ای دوست مرنج از من که من با خواری خویش به گل می نازم و شادانم ای دوست سری دارم که با سودای عشقت سر وصل تو و پیمانم ای دوست تو بر دشت دلم باریدی از عشق کنون گل کرده در دامانم ای دوست به دریای تو؛ دور از ساحل امن چه غم! باشد ...
تقدیم به عزیزترین دوستم امید که خیلی خیلی دوسش دارم
نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » مهدی ( سه شنبه 27/2/90 :: ساعت 9:31 صبح )
مهدی[15] انکه مرا به دنیا اورده یه روزی هم مرا می بره خانه من اینجا نیست خانه من مکان نور است قلمرو من قلمرو نور است مرا در زمین مکانی نیست قلمرو من اسمان است مکان من اوج پرواز است