سلام خدمت دوستان خب میخوام براتون یخورده حرف بزنم خوب گوش کنید!!!!امیدوارم منو که میدونید عاشق سخنرانیم بچه ها خوب یادشونه بلدم یه چیزایی خب بریم سر اصل مطلب
بسم ا...الرحمن الرحیم_اللهم عجل الولیک افرج والعافیه والنصر.... در اول مجلس دعوت میکنیم از صاحب اصلی حضرت حجت که ظهورش
انشاا...نزدیک است که گرداننده این مجالس ما نیستیم خودشون اقا بادستای خودشون این مجلسو میگردونن یه صلوات ذکر کنید تاخوب
حواسا جمع بشه پشت یه اتوبوسی نوشته شده بود 2*2 میشه 16تا کی به کیه!!!!این حرف منو یاد یه چیزی انداخت حالاشما مقایسه کنید
طرف پول داره میره حج هر سال میره حج اما تو خونواده تو اقوامش یه جوون پول نداره کار نداره نمیتونه زندگی تشکیل بده طرفم هر سال میره
حج حالا من میگم 2*2میشه 64 کی به کیه!!!!!پس حرف منو بپذیرید حالا تازه کدوم حج میری حج که پولتو بدی به یه مشت سنی وهابی بی
حیا که همش گلوله بشه تو سینه شیعه ختم بشه یه همچین حجی !!!!!تو اگر قرار بود حج بری ادم بشی میشدی ادم یه بار میره حج قراربود
ادم بشه میشد_ادم میره مشعر که شعور پیدا کند میره عرفات که معرفت پیدا کند میره صفا و مروه که با صفا بشه تمام هوای نفسشو سر
ببره ادم یه بار میره حج _حج شما جوون نیازمند طایفه شماست که دستشو بگیری بتونه بلند شه اونوقت میری پولتو میدی این سنی های
وهابی نمک به حروم بعضی چیزا رو ادم نمیتونه درباره حج بگه بگم حالتون از هرچی حاجیه بهم میخوره دیگه دیدن هیچ حاجی نمیرید(البته
بعضیها اینطورینا)میری حج که سر موز وپرتقال دعوا کنید اقایونی که حج رفتن میدونن من چی میگم طرف با مسئول غذا دعوا میکرد میگفت
موزهای 65 سانتیشو به دوستات میدی کوچولو موچولوهاشو به ما فکر کردی ماهم خریم فحش میدادن به هم سر موز یکی از دوستان میگفت
طرفو بهش گفتم اقا ادم که حج میره محرم میشه 24 چیز برش حرومه یکیش لغویات هست باید گوسفند بکشی گفت حاج اقا من پدر اینو
میسوزونم یه گله گوسفند هم میکشم این حاجی ماست!!!!!!!!یه عده ای دیگه راه میافتن تو بازار برا خریدوقت نماز که میشه یکیشون نمیاد
بره نماز انوقت اون سنی که خودش دینش خوب نیست وبنده بگم حالم از وهابیون بهم میخوره دین خودشون مشکل اساسی داره میان به ما
گیر میدن اونوقت ماهم سوژه میدیم دستشون وقت نماز ما نمیریم اوناهم میگن کفارو نگاه کنید اون وهابی بی شعور بی دین میاد به مای
شیعه میگه کفار دیگه خانما بدتر کسایی که عربستان رفتن میدونن پل ایرانیها کجاست خانم پامیشه میره حج میاد انگشر دست میکنه اونجا
انگشر میفروشه اونوقت اون سنی وهابی شهوت ران بی حیا بی شرف میاد با دست زن ایرانی بازی میکنه بعدشم میذاره میره خب ابرو ریزیه
خدایا بحق پهلوی فاطمه زهرا ریشه این وهابیون رو بکن خب یکم تو حجمون یکم تو مراسممون رعایت یه همچین مسائلی رو بکنیم حیا رو حفظ
کنن خانما اقایون غیرتشون کجا رفته نمیخوام این حرفارو بزنم ولی جامعه بعضیها طوری شده دختر حیاشو میذاره کنار پسر غیرتشو یادش میره
خیر سرمون فردا روزی یکی مادر میشه یکی پدر میشه میفهمید اینارو مادر شدن خیلی چیز کمی نیست ارزشی که مادر شدن داره جایی
نمیشه پیدا کرد ارزش پدر شئن کم نیست یخورده تو زندگی فکر کنید فقط یکم فکر کنید مادر شدن چقدر براتون مهمه اونوقت اون دختر به این
ارزش خودش هیچ توجهی نداره(البته همه نه ها)اون پسر پدر شدن یه چیز خیلی باارزشیه خجالت بکشید یه خورده زندگی مشترک ابهتی
داره ارزش خیلی بالایی داره چرا بعضیهامون با بعضی کارا خرابش میکنیم خب حضرت محمد(ص) چی گفتن گفتن هرکه ازدواج کنه نصف
دینشو حفظ کرده خب ارزشی بالاتر از این؟؟بعضیها همه غلطی میکنن بعد میگن حالا ازدواجمون کی شوهر میخواد کی زن میخواد خاک برسر
همتون اگر تفکرتون این باشه طرف خودشو جهنمی قطعی میکنه عفتشو غیرتشو چه میدونم هرکاری بعدش موقع ازدواجش تو گل گیر میکنه از
اینا بگذریم طرف بعد میفهمه چه بلایی سرش اومده خیر سرمون متاهلامون هم زندگی کردن بلد نیستن بعضیها روزی نیست با خانم دعوا
نکنن حالا دعوا هیچی عادی میرن عادی میان نه محبتی به خانمشون دارن نه مهربونی هیچی بی خیال خیر سرت زن گرفتی که چی؟؟اونوقت
وقتی دعوا میشه کلی قد علم میکنن اینکه نشد خانم نیاز به محبت داره کدوم دفعه شد زبونی به خانمت بگی دوسش داری بگی من از
زندگیم با تو خوشحالم بگی خداروشکر که خانم خوبی مثل شما دارم گفتی نه!!!!!خانمها هم بعضیهاشون مشکل افرینن هی به اقاش سر
بعضی موضوعات گیر الکی میدن دعوای الکی میکنن که خودشون ضرر میکنن همسرته خب باهات ازدواج کرده چون دوست داشته براش عزیز
بودی اونوقت شما میای با دعوا همه چیزو خراب میکنی بیایید یه بار مثل ادم فکر کنیم تو زندگی عاشقونه که دعوا نباید باشه نباید غصه باشه
دست خانمو بگیر حداقل یه شب باهم برید بیرون خانم یه غذا درست کنه برید بیرون اقاهم یه گل بگیره بده خانمش اونوقت اگر این زندگی از
هم پاشید بیایید سر منو بزنید در ضمن اینم بگم ولخرجی هم ممنوع اقا باید سر کار خوب کار کنه که بتونه به خانم برسه زندگی خراب نشه
خانم هم کارای خونه رو انجام بده این میشه یه زندگی خوب یه زندگی عالی خدایا زندگی همه رو مورد رحمت خودت قرار بده خدایا جوونای
مارو زندگی خوب باشادی وموفقیت تمام عطا بفرما همسر خوب به همه جوونامون بده والسلام علیکم والرحمه ا...وبرکاته
**********************************************
قبل از رفتن یه تذکر به همه بدم
1_خیلیها تو پیام رسان حیا وتعصب وادبو گذاشتن کنار اسم نمیبرم ولی بعضی اقایون وحتی بعضی خانما بی ادب شدن اینجا جای این کارا
نیست یکم ادب وحیا رو رعایت کنن خواهشا
2_بی زحمت کسی منو داداش صدا نکنه چون من به گردن خواهرم حق پیدا میکنم اصلا هم خوشم نمیاد بی زحمت کسی منو به این لفظ صدا نکنه ممنون
3_امیدوارم همه ازمن راضی باشید یاحق
هی نمیدونم از کجا شروع کنم وقتی یاد اون اتفاق میافتم کلی درد تو سینه ام میگیره کلی داغونم میکنه کلی گریه ام میگیره نمیدونم چی شد که این اتفاق باید سر من میومد نمیدونم گناهم چی بود که تنها ارزوی زندگیم که بعد 20 سال داشت تحقق پیدا میکرد راحت جلوی چشمم پر پر شد نمیدونم کدومتون خواهرتونو از دست دادید که بفهمید من چی میگم روزی که مامانم رفت بیمارستان خونه بودم اونقدر خوشحال که باورتون نمیشه یهو تلفن زنگ زد یکی از خاله هام بود گفتش حال بچه خوب نیست دلم ریخت کلی ترس تو دلم افتاد همش از این طرف اتاق به اون طرف اتاق خدا خدا میکردم که ابجیم پیشم بمونه دل تو دلم نبود هی روزگار نمیدونم چه مدت شد فکر کنم تقریبا 10 دقیقه شد که یکی دیگه از خاله هام زنگ زد کاش این تلفن هیچ وقت زنگ نمیخورد کاش این تلفن میسوخت کاش مرده بودم وگوشی رو برنمیداشتم وقتی شنیدم دیگه ارزو براورده نمیشه همه اون شادیهای دلم وقتی در عرض یک ساعت ونیم دود شد رفت هوا دیگه طاقت نیاوردم زدم زیر گریه کلی پشت تلفن تلفن به خاله ام گفتم دروغ میگی ولی دروغ نبود راست راست بودگریه امانم نمیداد انگار کوهی از غصه داشتم انگار دنیا تموم شده بود داغون شدم داغون اون شب اصلا خوابم نبرد روز بعد که رفتم بیمارستان رفتم به پرستار گفتم تو رو فاطمه زهرا بذار ابجیمو ببینم کلی اصرار کردم تا قبول کرد نمیدونی چقدر ابجیم ناز بود چقدر خوشگل بودوقتی بغلش کردم دیگه نتونستم بغض تو گلوم گرفته بود ابجیم اونی که ارزوی من بود تنهام گذاشت راستش دوستان تنها این نبود بعد از دست دادن ابجیم کلی اون کیایی از من بدشون میومد مسخره ام کردن گفتن ابجیش مرده کلی خوشحالی کردن دلشون از اینکه من خواهرمو از دست دادم خوشحال بود بعضیهاشون هم عوض اینکه بیان مرهم قلب زخمی من بشن اومدن گفتن تو لیاقت وظرفیت داشتن خواهرو نداری من هیچ کدومشونو نمی بخشم هیچ کدومشونو چون واقعا اذیتم کردن بچه ها الان 4 سالی میشه که ابجیم کنارم نیست راستش نمیتونم فراموشش کنم دلم برا اینکه یه بار دیگه بغلش کنم تنگ شده دلم براصورت ماهش تنگ شده برا اون لبای خوشگلش دلم تنگ شده دعا کنید ابجیم لااقل یه بار تو خواب بیاد پیشم یا اینکه من برم پیشش دعا کنید
شرمنده اگر واسه این مطلبم اذیت شدین شاید گفتن دل تنگیهاو درد دل کردن ادمو اروم کنه